دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، اکنون با چالشی در ایران روبهرو است که تا حدی نتیجه مستقیم تصمیم خود او در سال ۲۰۱۸ برای خروج از توافق هستهای است: انبوهی از اورانیوم با غنای بالا که تهران، حتی پس از دو جنگ، همچنان از تحویل دادن آنها خودداری میکند.
مجتمع غنیسازی نطنز در ایران، که در ماه مارس از آنجا تصویربرداری شد، اکنون بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی تنش میان تهران و واشنگتن بدل شده است.
پس از آنکه ترامپ در سال ۱۳۹۷ از توافق هستهای خارج شد، ایران بهتدریج ذخایر مواد شکافتپذیر خود را افزایش داد. سپس در سالهای بعد، چه در دوران ریاستجمهوری جو بایدن و چه پس از بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید، برنامه هستهای ایران سرعت بیشتری گرفت و تهران موفق شد مقادیر قابلتوجهی اورانیوم را تا درجه نزدیک به مصرف تسلیحاتی غنی کند؛ موضوعی که بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی اثباتپذیر است.
اکنون یکی از اهداف اصلی ترامپ در تقابل با ایران این است که مطمئن شود تهران هرگز به سلاح هستهای دست نمییابد. اما ایران حاضر نشده شروط واشنگتن را بپذیرد. نه کارزار «فشار حداکثری» ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش و نه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در ژوئن و فوریه، نتوانسته تهران را وادار کند ذخایر اورانیوم خود را تحویل بدهد یا فعالیتهای هستهایاش را متوقف کند.
ترامپ روز دوشنبه گفت فعلا قصد ندارد حملات نظامی بیشتری علیه ایران انجام دهد، چون به گفته او «امکان بسیاری» برای رسیدن به توافق وجود دارد؛ توافقی که مذاکراتش از زمان بازگشت او به کاخ سفید، بارها متوقف و دوباره از سر گرفته شده است. با این حال، بسیاری از کارشناسان به این میزان خوشبین نیستند.
والاستریت ژونال مینویسد، ترامپ که به دنبال توافقی سختگیرانهتر از برجام است، از زمان بازگشت به قدرت کوشیده ایران را به پذیرش شروطی بسیار سنگین وادارد، از جمله توقف دائمی غنیسازی اورانیوم و برچیدن کامل برخی تاسیسات کلیدی هستهای.
اما منتقدان ترامپ میگویند سابقه توافق هستهای نشان داده بدون امتیاز دادن از هر دو سو، رسیدن به توافقی پایدار با تهران تقریبا ناممکن است.
البته شکست در مهار برنامه هستهای ایران تنها به ترامپ محدود نمیشود. «برنامه جامع اقدام مشترک» یا همان توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما امضا شد، مسیر ایران به سمت سلاح هستهای را کند کرد، اما آن را مطلقا مسدود نکرد.
دولت جو بایدن نیز تلاش کرد توافق ۲۰۱۵ را احیا کند و بعد از آن، نسخهای «طولانیتر و قویتر» از آن را به دست آورد، اما این تلاشها بینتیجه ماند. ایران در سال ۲۰۲۲ توافقی را رد کرد که میتوانست به کاهش تنشها و رفع تحریمها منجر شود. همزمان، تهران برنامه هستهایاش را گسترش داد.
گری سیمور، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه برندایس و از کارشناسان تسلیحات کشتار جمعی در شورای امنیت ملی دولت اوباما، گفت: «اولین اشتباه این بود که ترامپ زمانی از برجام خارج شد که توافق در حال کار کردن بود. دومین اشتباه بزرگ هم این بود که ایران پیشنهاد دولت بایدن برای احیای برجام را رد کرد.»
او افزود: «وقتی به گذشته نگاه میکنیم، بایدن هم میتوانست در ابتدای دورهاش بیشتر تلاش کند. اما در نهایت، هر دو طرف اشتباه کردند.»
مسیر بحران هستهای ایران طی یک دهه گذشته، بهتدریج شکل گرفت:
در سال ۲۰۱۳، پس از سالها فشار تحریمها و انتخاب رئیسجمهوری جدید در ایران، مذاکرات هستهای آغاز شد.
در ژوئیه ۲۰۱۵، ایران، آمریکا و دیگر قدرتهای جهانی به توافقی رسیدند که محدودیتهای سختی بر برنامه هستهای ایران برای مدت ۱۵ سال اعمال میکرد.
اما در مه ۲۰۱۸، ترامپ آمریکا را از توافق خارج کرد و تحریمها علیه تهران دوباره عملی و اجرا شدند.
یک سال بعد، در ژوئیه ۲۰۱۹، ایران محدودیتهای مربوط به میزان ذخیره اورانیوم و سطح غنیسازی تعیینشده در توافق را نقض کرد.
در نوامبر همان سال، تهران استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته در تاسیسات نطنز را آغاز کرد و غنیسازی را در فردو از سر گرفت؛ دو اقدامی که نقضهای جدی توافق محسوب میشدند.
در ژانویه ۲۰۲۱، بایدن با وعده احیای توافق هستهای وارد کاخ سفید شد. در آن زمان، ذخایر مواد هستهای ایران به حدود سه تن رسیده بود.
چند ماه بعد، در آوریل ۲۰۲۱، مذاکرات احیای توافق آغاز شد، اما همزمان ایران برای نخستین بار غنیسازی ۶۰ درصدی را شروع کرد.
تا اوت ۲۰۲۲، مذاکرات عملا شکست خورده و به جایی نرسیده بود.
در ژوئیه ۲۰۲۴، گزارشهای اطلاعاتی آمریکا نشان داد که ایران در حال انجام اقداماتی مرتبط با فناوری تسلیحات هستهای است.
و در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل حملات گستردهای علیه تاسیسات هستهای ایران انجام دادند؛ زمانی که تهران به اندازه کافی اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی برای ساخت حدود ۱۱ سلاح هستهای تولید کرده بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
رهبران ایران همواره تاکید کردهاند که به دنبال ساخت سلاح هستهای نیستند. ایران در حال حاضر غنیسازی فعال انجام نمیدهد و اگر بخواهد دوباره مسیر ساخت بمب را طی کند، ابتدا باید مواد هستهای مدفون زیر آوار حملات را بازیابی کند.
اما بسیاری از کارشناسان ــ از جمله بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی ــ سالها است معتقدند تهران در حال توسعه زیرساختهای فناورانهای است که اگر رژیم تصمیم بگیرد ممکن است به ساخت زرادخانه هستهای بینجامد. در واشنگتن همچنین این نگرانی وجود دارد که با کشته شدن یا کنار رفتن شماری از رهبران قدیمی ایران، نسل جدید تصمیمگیران جمهوری اسلامی شاید حتی کمتر از گذشته تمایلی به سازش داشته باشند.
ایران هنوز حدود ۱۰ تن مواد غنیشده در اختیار دارد؛ از جمله مقدار کافی اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی برای تامین سوخت تقریبا ۱۱ بمب هستهای. تهران همچنین هنوز تعداد نامشخصی سانتریفیوژ در اختیار دارد. با آنکه اسرائیل شمار زیادی از دانشمندان هستهای ایران را ترور کرده، کارشناسان میگویند ایران همچنان دانش فنی لازم برای ازسرگیری سریع غنیسازی را دارد و احتمالا قادر است مراحل کلیدی ساخت سلاح هستهای را تا جای قابل توجهی پیش ببرد.
بزرگترین نگرانی آمریکا، حدود ۴۵۴ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده ایران است. افزون بر این، تهران حدود ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصدی نیز در اختیار دارد؛ موادی که میتواند ظرف چند هفته به اورانیوم ۹۰ درصدی، یعنی درجه تسلیحاتی، تبدیل شوند. در برنامههای هستهای غیرنظامی، معمولا از اورانیوم با غنای پایین استفاده میشود. ایران پیش از حملات ژوئن گذشته، تنها کشور غیرهستهای جهان بود که اورانیوم ۶۰ درصدی تولید میکرد.
در همین حال، درمورد اینکه چه کسی مسئول اصلی گسترش برنامه هستهای ایران است اختلافاتی وجود دارد؛ حامیان و مخالفان توافق ۲۰۱۵ همچنان یکدیگر را مقصر میدانند. توافق سال ۲۰۱۵، که پس از دو سال مذاکره حاصل شد، ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را به حدود ۳۰۰ کیلوگرم و سقف غنیسازی را برای ۱۵ سال به ۳.۶۷ درصد محدود میکرد.
اما این توافق از همان ابتدا منتقدانی داشت، چون بسیاری از محدودیتهای آن قرار بود تا سال ۲۰۳۰ منقضی شوند؛ موضوعی که حتی برخی حامیان توافق را نیز نگران میکرد.
این توافق همچنین به ایران اجازه میداد پس از حدود هشت سال و نیم، تحقیق روی سانتریفیوژها را ادامه دهد؛ امتیازی که در آینده به تهران امکان میداد با ماشینهای پیشرفتهتر، اورانیوم غنیشده را در مقیاسی گسترده تولید کند و در صورت تصمیم سیاسی، سریعتر به سمت ساخت بمب برود. ترامپ در جریان نخستین کارزار انتخاباتیاش بارها به توافق هستهای حمله کرد و گفت این توافق نه برنامه موشکی ایران را مهار کرده و نه حمایت تهران از گروههای شبهنظامی را.
پس از خروج از توافق در سال ۲۰۱۸ او سیاست «فشار حداکثری» را آغاز کرد تا ایران را وادار به پذیرش توافقی سختتر کند. اقتصاد ایران ضربه شدیدی خورد، اما تهران حاضر به مذاکره با ترامپ نشد. در ادامه، ایران بسیاری از محدودیتهای توافق را کنار گذاشت و در مواردی زمینه عبور سریع از آنها را فراهم کرد.
تهران ابتدا از سقف ۳۰۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم عبور کرد و در ژوئیه ۲۰۱۹ غنیسازی ۴.۵ درصدی را آغاز کرد. سپس اورانیوم را وارد سانتریفیوژهای پیشرفته نطنز کرد و غنیسازی را در تاسیسات زیرزمینی فردو از سر گرفت؛ سایتی که طبق توافق قرار بود صرفا مرکزی تحقیقاتی باشد.
در ماههای بعد، ایران فعالیتهای فردو را گسترش داد و حتی یک مرکز زیرزمینی برای تولید سانتریفیوژ ساخت. رئیسجمهور ایران آن زمان اعلام کرد کشورش اکنون بیش از دوران پیش از توافق ۲۰۱۵ اورانیوم غنیشده تولید میکند. زمانیکه نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ پایان یافت، ایران نزدیک به سه تن مواد شکافتپذیر غنیشده در اختیار داشت.
ریچارد نفیو، که هم در مذاکرات توافق ۲۰۱۵ و هم در تلاشهای دولت بایدن برای احیای آن نقش داشت، میگوید: «اگر دونالد ترامپ از توافق خارج نمیشد، برنامه هستهای ایران هرگز تا این اندازه پیشرفت نمیکرد.»
او میافزاید: «طرح ترامپ اساسا این بود که توافق را دوباره از پایه بازنویسی کند.» از نظر نفیو، اگر ایران حاضر به پذیرش شروط جدید نمیشد، ترامپ عملا گزینه معقولی برای محدود کردن برنامه هستهای تهران در اختیار نداشت.
در مقابل، برخی دیگر از کارشناسان معتقدند خروج ترامپ فقط روند رسیدن به بحران را تسریع کرد، چون بسیاری از محدودیتهای توافق در نهایت به پایان میرسیدند. شهباز شریف ماه گذشته با معاون رئیسجمهوری آمریکا، جیدی ونس، و همچنین رئیس مجلس ایران، محمدباقر قالیباف، دیدار کرد، کنشهایی که از تلاشهای منطقهای برای مدیریت تنشهای فزاینده خبر میدهد.
بایدن هم محدودیتهای توافق ۲۰۱۵ را پذیرفته بود و وعده داده بود آمریکا را به توافق بازگرداند و سپس نسخهای «طولانیتر و قویتر» از آن را برای مذاکره ارائه کند؛ وعدهای که هرگز عملی نشد.
از آنجا که توافق ۲۰۱۵ یک توافق اجرایی بود نه معاهدهای تصویبشده در سنا، بایدن نمیتوانست به ایران تضمین دهد که رئیسجمهور بعدی آمریکا دوباره از آن خارج نشود؛ موضوعی که همواره یکی از خواستههای اصلی تهران بوده است. در عین حال، برخی منتقدان میگویند دولت بایدن میتوانست فشار اقتصادی و حتی تهدید نظامی بیشتری علیه ایران اعمال کند.
آندریا استرکر، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها و از مخالفان توافق ۲۰۱۵، میگوید پیشرفتهای هستهای ایران در ابتدا و پس از خروج آمریکا از توافق، تدریجی بود، اما با نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا و وعده بایدن برای احیای توافق، تهران سرعت پیشبرد برنامه هستهایاش را بیشتر کرد.
ایران در دوره انتقال قدرت میان ترامپ و بایدن برنامه هستهایاش را بهسرعت گسترش داد. دولت بایدن در آوریل ۲۰۲۱ مذاکرات احیای توافق را آغاز کرد، اما تنها چند روز بعد، ایران غنیسازی ۶۰ درصدی را شروع کرد. مقامهای آمریکایی درباره ادامه مذاکرات اختلافنظر داشتند، اما در نهایت تصمیم گرفتند مذاکره را ادامه دهند، به این امید که سریعا به توافق برسند؛ توافقی که هرگز حاصل نشد.
تا سپتامبر ۲۰۲۲، مذاکرات کاملا به بنبست رسیده بود. در سال ۲۰۲۴، نهادهای اطلاعاتی آمریکا برای نخستین بار طی سالهای اخیر اعلام کردند ایران اقداماتی انجام میدهد که در صورتی که بخواهد به سلاح هستهای دست یابد، این مسیر را برایش آسانتر میکند. پس از بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید، فرستاده او، استیو ویتکاف ــ تاجری که پیشتر تجربهای در پرونده هستهای ایران نداشت ــ نیز نتوانست پیشرفت مهمی حاصل کند.
تیم ترامپ خواستار توقف کامل غنیسازی اورانیوم از سوی ایران شده بود و اصرار داشت تهران برای برنامه هستهای غیرنظامیاش صرفا به سوخت خارجی متکی باشد؛ پیشنهادی که ایران همواره آن را رد کرده است. ترامپ تنها در هفتههای اخیر موضعی نرمتر نشان داده و گفته است ایران باید دستکم برای ۲۰ سال غنیسازی را متوقف کند. تا پیش از حملات ژوئن، ایران حدود ۹.۸ تن اورانیوم غنیشده در اختیار داشت و هر سه ماه حدود یک تن اورانیوم غنیشده و بیش از ۱۳۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا تولید میکرد.

