دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ماهها خود را بهعنوان رهبر جهانی معرفی میکرد که حاضر است با جمهوری اسلامی ایران سختگیرانهتر و تهاجمیتر از هر رهبر غربی دیگری مقابله کند.
او آشکارا از حمایت از معترضان ایرانی سخن گفت، به تهران هشدار میداد که صبر آمریکا به پایان رسیده و ایرانیان را تشویق میکرد تا به فشار بر رژیمی که نزدیک به نیم قرن با سرکوب مذهبی، سلطه سیاسی، اعدامهای علنی و ترس، بر آنها حکومت کرده است، ادامه دهند.
ترامپ در ژانویه، پس از سرکوب خونبار اعتراضها ضدحکومتی، در شبکههای اجتماعی نوشت: «میهنپرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهیدــ اختیار نهادهای حکومتی را از رژیم پس بگیرید!!! کمک در راه است.»
این پیام پس از آن منتشر شد که تنها در فاصله دو روز، دهها هزار نفر در خیابانهای ایران به دست جمهوری اسلامی کشته شدند.
در سراسر ایران، بسیاری بر این باور بودند که واشنگتن سرانجام ماهیت واقعی جمهوری اسلامی و استیصال مردمی را که زیر سایه آن زندگی میکنند، درک کرده، اما اکنون، تنها چند ماه بعد از همه اینها، ایرانیان میبینند ترامپ به سمت توافق با همان رژیمی حرکت میکند که زمانی به نظر میرسید قصد منزوی و تضعیف کردنش را دارد و احساس میکنند به آنها خیانت شده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
گزارشهایی که آخرهفته منتشر شد و حاکی از آن بود که آمریکا و ایران به نهایی کردن چارچوب یک توافق درباره تنگه هرمز و همچنین یک آتشبس گستردهتر نزدیک شدهاند، شاید بازارهایی را که نگران قیمت انرژی و تشدید تنشهای منطقهای بودند آرام کرده باشد، اما در حالی که مذاکرهکنندگان آمریکاییــ با میانجیگری پاکستانــ درباره مسیرهای کشتیرانی، کاهش تحریمها یا بندهای مربوط به غنیسازی اورانیوم گفتگو میکنند، مردم ایران بار دیگر رها شدهاند تا زیر سلطه همان رژیمی بمانند که همین چند ماه پیش با بیرحمی آنها را قتلعام کرد.
جمهوری اسلامی و حاکمان آن در این بازی مهارت دارند. آنها برای تعامل با غرب سبکی دارند که رهبران غربی، با وجود همه نمونهها و شواهد گذشته، هنوز آن را درک نکردهاند. به همین دلیل است که تهران از هماکنون مذاکرات را بهعنوان پیروزی بر دشمن بازنمایی میکند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، شامگاه شنبه همزمان با انتشار خبر این توافق، تصویری را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد که سرشار از نمادگرایی تاریخی ایرانی بود. در آن تصویر، نقشبرجستهای در نقش رستم دیده میشد که شاپور اول، پادشاه ساسانی، را در حالی نشان میدهد که بالای سر والرین، امپراتور شکستخورده روم، ایستاده است؛ تنها امپراتور روم که گفته میشود زنده به اسارت درآمد.
درک نمادگرایی پیام او دشوار نیست. رژیم میخواهد این تصویر را القا کند که آمریکاــ روم مدرنــ به زانو درآمده و برای صلح ناچار به مذاکره با جمهوری اسلامی شده است.
حاکمان ایران با وجود تمام ادعاهای پیروزی، به خوبی از میزان واقعی آسیبی که به جمهوری اسلامی وارد شده، آگاهند، با این حال، ترامپ درست در آستانه آنچه میتواند یک پیروزی تلقی شود، در حال عقبنشینی است. او به رژیم فرصت نفس کشیدن، تجدید قوا و انتقامگیری از مردم خود را میدهد.
ترامپ ترامپ طی یک ماه و نیم گذشته، یعنی از زمان پایان کارزار ششهفتهای به رهبری اسرائیل و آمریکا که از ۲۸ فوریه آغاز شد، دائم در حال تهدید به حملات بیشتر علیه ایران بود. گزارشها درباره حملات قریبالوقوع یکی پس از دیگری آمدند و تهدیدها مطرح و سپس تعدیل شدند. منتقدان این الگو را با عبارت «ترامپ همیشه جا میزند» (TACO/ Trump Always Chickens Out) تمسخر کردهاند و میگویند تهران یاد گرفته است که فشار واشنگتن را آنقدر تحمل کند تا ملاحظات سیاسی و اقتصادی بر ملاحظات راهبردی غلبه کند.
رژیم حاکم بر ایران همواره در این زمینه صبور بوده است. با تحمل فشار، دوام آوردن در انزوا و انتظار برای اینکه جامعه جهانی تمرکز خود را از دست بدهد یا صرفا خسته شود، به بقا ادامه میدهد. سپس، وقتی توجه جهانی به جایی دیگر معطوف شد، سرکوب داخلی را از سر میگیرد و حالا دوباره در همان نقطهایم.
طبق گزارش سازمان عفو بینالملل، ایران در سال ۲۰۲۵ دستکم دو هزار و ۱۵۹ نفر را اعدام کرد و سایر گزارشها میگویند در سال ۲۰۲۶ نیز تاکنون بیش ازتن ۲۰۰ اعدام شدهاند.
این همان رژیمی است که ترامپ اکنون تلاش میکند از طریق مذاکره آن را تثبیت کند. همان رژیمی است که اینترنت را قطع کرد، شهرها را بست، نیروهای بسیج را در ایستبازرسیها مستقر کرد و بنا بر گزارشها، شبهنظامیان عراقی را برای سرکوب اعتراضها به کار گرفت.
این همان رژیمی است که غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه آن، در فرودین ماه دستور داد احکام اعدام و مصادره اموال «بیشتر» صادر شوند. همان رژیمی که نماینده ارشد سپاه، تنها چند هفته پیش به جوانان ایرانی هشدار داد که «دوران مدارا به پایان رسیده است».
با وجود ادعای ترامپ درباره حضور «افراد جدید» و در نتیجه «رژیمی جدید»، هیچ چیز در ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تغییر نکرده است. افرادی که امروز پشت میز مذاکره نشستهاند، «افراد جدید» نیستند. آنها همان سیستم، همان دستگاه امنیتی و همان تندروهاییاند که خواهان محو اسرائیل از نقشهاند، آمریکا را «شیطان بزرگ» مینامند، دههها جنگ نیابتی در منطقه را تامین مالی کرده و مردم خود را به وحشت انداختهاند.
به همین دلیل است که بسیاری از ایرانیان داخل و خارج کشور ماهها است از غرب میخواهند پس از کاهش درگیریها، نگذارند این رژیم پابرجا بماند. این نگرانی کاملا قابلدرک است.
البته در خواستن پایان جنگ هیچ ایرادی وجود ندارد، اما میان پایان دادن به جنگ و وانمود کردن به اینکه مشکل اصلی از بین رفته است، تفاوت هست.
جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که از دیپلماسی برای خرید زمان استفاده میکند، نه برای اصلاح رفتار خود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پیش هنگام مخالفت با توافق هستهای باراک اوباما، دقیقا درباره همین موضوع هشدار داده بود. او استدلال میکرد تهران در حالی که از کاهش تحریمها و مذاکرات برای تقویت توان نظامی و نفوذ منطقهای خود استفاده خواهد کرد، همچنان اهداف راهبردی بلندمدتش را دنبال میکند.
بیش از یک دهه بعد، دشوار است بتوان گفت که روبیو اشتباه میکرد.
وقتی توجه رسانهها از تنگه هرمز و بازار نفت برداشته شود و بازارها آرام بگیرند، رژیم همچنان پابرجا خواهد بود. زندانها همچنان وجود خواهند داشت و اعدامها نیز ادامه پیدا خواهند کرد.
آیا مردم ایران دوباره حاضر خواهند شد به خیابانها بیایند و هدف گلوله قرار گیرند؟
برای بسیاری از آنها، مردی که زمانی وعده داده بود «کمک در راه است»، اکنون شبیه یکی دیگر از رهبران غربی است که به آنها پشت کرد و حاضر است آنها را با جمهوری اسلامی تنها بگذارد.
برگرفته از اورشلیمپست

