باستانشناسان در جریان فصل دوم کاوشهای باستانشناسی در مرزنآباد شهرستان چالوس در استان مازندران، گورستانی متعلق به دورههای عصر آهن و پادشاهی اشکانیان را کشف کردند.
محل کشف این گورستان همراه با آثار و شواهدی از آیینهای تدفین در این دورههای تاریخی منطقه چاسر الیت چالوس اعلام شده است.
پژوهشگران بر این باورند که کشف این گورستان میتواند درباره شیوههای تدفین، فرهنگ و زندگی اجتماعی ساکنان این منطقه در دوران اشکانیان و عصر آهن اطلاعات مهمی ارائه دهد. همچنین میتوانند حاوی اطلاعاتی درباره بخشهایی از تاریخ سکونت در شمال ایران باشند که همچنان ناشناخته ماندهاند و به روشن شدن ابعاد آن کمک کنند.
به گفته حسین نعمتی، سرپرست هیئت کاوش باستانشناسی چاسر الیت، کشف این گورستان مهمترین دستاورد فصل دوم کاوشها در این منطقه محسوب میشود. خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از او نوشت: «در این گورستان، مجموعهای قابلتوجه از ابزارهای جنگی شامل تیغه سرنیزه، شمشیر، دشنه و زوبین کشف شد که میتواند درباره ساختارهای نظامی، آیینهای تدفینی و مناسبات اجتماعی جوامع ساکن منطقه در ادوار تاریخی اطلاعات ارزشمندی ارائه کند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
سرپرست هیئت کاوش چاسر الیت از کشف مجموعهای متنوع از زیورآلات تاریخی هم خبر داد و گفت: «دستبند، گردنبند، مهرههای تزیینی لباس، گوشواره، سنجاق سر و انگشترهایی از جنس برنز، آهن و نقره، از جمله اشیای بهدستآمده از این محوطهاند که از منظر مطالعات فرهنگی، هنری و فناوری ساخت فلزات، اهمیت ویژهای دارند.»
نعمتی با اشاره به برخی یافتههای منحصربهفرد این محوطه افزود: «کشف مهری نفیس از جنس شبق با نقش بز کوهی، ابزارهای مرتبط با ریسندگی و بهویژه ریتونی کمنظیر از دوره اشکانی با نقش اسب، از شاخصترین آثار مکشوفه این فصل محسوب میشود که به احتمال فراوان، کارکردهای آیینی و تشریفاتی داشتند و میتوانند در بازخوانی نظامهای نمادین و باورهای فرهنگی جوامع باستانی منطقه نقشی تعیینکننده ایفا کنند.»
او همچنین از کشف تعدادی ظرف سالم در این محوطه خبر داد و افزود: «سلامت و تنوع این آثار ظرفیتی ارزشمند برای مطالعات تطبیقی در حوزه باستانشناسی شمال ایران فراهم میکند.»
محوطه تاریخی چاسر الیت، مشتمل بر سه بخش چاسر، خرچران و گردکوک، یکی از کانونهای مهم استقرار انسانها در غرب مازندران به شمار میرود که در سال ۱۳۹۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
در این محوطه، شواهد متعددی از تداوم زیست انسانی از دوره آهن، اشکانی و ساسانی تا دوره اسلامی شناسایی شده است که نشان میدهد این منطقه نه یک سکونتگاه مقطعی، بلکه یکی از نقاط اسکان دارای پیوستگی تاریخی در شمال ایران بوده است.
اهمیت این محوطه از آن جهت دوچندان میشود که غرب مازندران، به دلیل پوشش جنگلی انبوه، رطوبت بالا و دگرگونیهای طبیعی، همواره از جمله مناطقی به شمار میرود که شناسایی لایههای کهن استقراری در آن با دشواریهای فراوان همراه بوده است. از همین رو، کشف گورستان و بقایای معماری در چاسر الیت میتواند بخشی از خلا مطالعاتی مربوط به الگوهای سکونت و زیست در دامنههای البرز شمالی را پر کند.
با توجه به شرایط طبیعی منطقه و ارتفاعات پیرامونی، فرضیه سکونتهای فصلی، کوچنشینی و استقرارهای موقت در این محوطه تاریخی، از منظر مطالعات انسانشناسی و باستانشناسی فرهنگی، بسیار قابلتوجه و قابلدفاع است.
وجود ابزارهای جنگی، زیورآلات، ابزارهای مرتبط با ریسندگی و همچنین ظروف و اشیای آیینی نشان میدهد که این محوطه احتمالا تنها یک محل تدفین نبوده، بلکه بخشی از یک نظام زیستی و اجتماعی گستردهتر را دربر میگرفته است که در آن فعالیتهای معیشتی، آیینی و حتی مبادلات فرهنگی و اجتماعی جریان داشته است.
از سوی دیگر، پژوهشگران معتقدند استقرار در ارتفاعات و نواحی کوهپایهای شمال ایران در دوره اشکانیان، علاوه بر دلایل معیشتی، میتوانست کارکردهای دفاعی و امنیتی نیز داشته باشد. به همین دلیل، کشف سلاحهایی مانند سرنیزه، شمشیر و زوبین در این گورستان، تنها نشانهای از آیینهای تدفین نیست، بلکه میتواند بازتابی از ساختارهای قدرت، جایگاه جنگاوران و اهمیت دفاع از مسیرهای ارتباطی در این منطقه باشد.
به گفته حسین نعمتی، فصل نخست کاوشها در این منطقه با هدف تعیین عرصه و حریم محوطه انجام شد و در فصل دوم نیز عملیات گمانهزنی در نقاط مختلف تپه تاریخی در دستور کار قرار گرفت.
نتایج این گمانهزنیها به شناسایی بقایای معماری مسکونی با بهرهگیری از مصالح بومی نظیر چوب، سنگ لاشه و سنگهای رودخانهای منجر شد؛ آثاری که بیانگر سازگاری هوشمندانه ساکنان منطقه با بستر طبیعی و محیط پیرامونی است.
استفاده از مصالح در دسترس محلی و شیوه ساختوساز متناسب با اقلیم مرطوب و کوهستانی مازندران، نشان میدهد جوامع ساکن این ناحیه برای هماهنگی با شرایط محیطی از دانش بومی قابلتوجهی برخوردار بودهاند.
دادههای تاریخی درباره اینکه پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران و از میان رفتن بخشی از امپراتوری سلوکیان، اشکانیان دامنه پادشاهی خود را در مناطق شمالی ایران مستقر کردند و بهتدریج گسترش دادند، با یافتههای باستانشناسی در این منطقه مطابقت میکند.
یافتههای پیشین باستانشناسان در استان مازندران هم نشان میدهد دامنههای البرز و نواحی جنگلی شمال ایران از مراکز فعال استقرار و زیست در دوره اشکانی بودند.
از جمله مهمترین این نمونهها میتوان به محوطه تاریخی وستمین در منطقه کیاسر ساری اشاره کرد که باستانشناسان آنجا دهها گوردخمه و آثار تدفینی متعلق به دوره اشکانی را شناسایی کردند.
پژوهشگران میگویند وستمین از نخستین محوطه اشکانی در مازندران است که تحت کاوش باستانشناختی قرار گرفت و وجود گوردخمههای خانوادگی و تدفینهای گروهی، آن را به یکی از شاخصترین نمونههای تدفین اشکانی در شمال ایران تبدیل کرد.
در کاوشهای وستمین نیز همانند چاسر الیت، اشیایی چون مهر، زیورآلات، ظروف سفالی و ابزارهای تدفینی کشف شدند که درباره ساختار اجتماعی، آیینهای تدفین و حتی جایگاه زنان و مردان در جوامع اشکانی اطلاعات مهمی ارائه میکنند.
بررسی مهرهای مکشوفه از این محوطه نشان داد که استفاده از مهرها محدود به طبقه یا جنسیت خاصی نبود و این اشیا در کنار زنان و مردان، دفن میشدند.
اهمیت این کشفیات همچنین از آن جهت قابلتوجه است که بسیاری از محوطههای تاریخی شمال ایران طی دهههای گذشته در معرض تخریب ناشی از پروژههای عمرانی، جادهسازی، لولهگذاری گاز و حفاریهای غیرمجاز قرار داشتند و رسانهها بارها درباره آسیبدیدگی گورستانهای اشکانی مازندران در جریان پروژههای عمرانی از جمله کشیدن لولههای گاز، هشدار داده بودند.

