در گاهشماری باستانی ایران، ششمین روز هر ماه «خردادروز» نام دارد و همزمانی این روز با ماه خرداد نیز موعد برگزاری جشن باستانی «خردادگان» است؛ آیینی برخاسته از جهانبینی نیاکان ما در ایران باستان که در آن آب، انسان، روشنایی و نظم کیهانی یکدیگر را در آغوش میگیرند و در کنار هم معنایی ژرف پیدا میکنند. در واقع جشن باستانی خردادگان هنگامی برگزار میشود که طبیعت به اوج شکوفایی خود رسیده و زمین، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند پاسداری از آب و احترام به سرچشمههای زندگی است.
خردادگان نیز مانند دیگر روزهای سال به نام یکی از امشاسپندان نامگذاری شده است؛ جلوهها یا صفات نیک اهورامزدا که هریک نگهبانی بخشی از جهان را برعهده دارند و در این میان، «خرداد» امشاسپند کمال، تندرستی و نگهبان آبها محسوب میشود.
جشن خردادگان در تقویم زرتشتی در روز ششم از ماه خرداد برگزار میشود، اما در تقویم خورشیدی به دلیل ۳۱ روزه بودن شش ماه نخست سال، این جشن با چهارم خرداد همزمان است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
جشن خردادگان در حقیقت پیوند انسان، طبیعت و جهان مینوی با یکدیگر را بازتاب میدهد. نیاکان ما در دوران باستان بهدرستی باور داشتند که آبادانی زمین بدون آب ممکن نیست، به همین دلیل آب را عنصری مقدس تلقی میکردند و آلوده کردن آن را تقصیری بزرگ میپنداشتند. آنها پاسداری از چشمهها، رودها و پهنههای آبی را وظیفه و ماموریت انسانی خود میدانستند. جشن خردادگان دقیقا در چنین بستری شکل گرفت تا فرصت و موعدی برای ستایش سرچشمههای زندگی و یادآوری اهمیت حفظ تعادل میان انسان و طبیعت باشد.
ریشهیابی خرداد و جشن خردادگان
واژه «خرداد» در اوستا به صورت «هَورْوِتات» آمده است و معنای «رسایی»، «سلامت» و «کمال» میدهد. در اندیشه ایرانیان باستان، سلامت جسم و روان تنها یک خواسته دنیوی نبود، بلکه مقدمهای برای رسیدن انسان به کمال معنوی و هماهنگی با نظم هستی به شمار میرفت. به همین دلیل، جشن خردادگان تنها آیینی برای شادمانی یا ستایش طبیعت نبود، بلکه مفهومی عمیقتر داشت و جشنی برای یادآوری پیوند میان پاکی درون انسان و پاکی جهان پیرامون او بود.
خرداد در متون زرتشتی، اغلب کنار «امرداد» آمده؛ امشاسپندی که نگهبان گیاهان و نماد جاودانگی و بیمرگی است. پیوند این دو امشاسپند بازتاب ارتباط طبیعی آب و گیاه در جهان مادی را نمایندگی میکند، زیرا بدون آب، رویش و زندگی نیز ممکن نیست.
به همین دلیل، خرداد و امرداد در فرهنگ ایرانی نماد سرچشمههای حیات، فراوانی، رویش و پایداریاند و با خود ثروت، سرسبزی و برکت را به ارمغان میآورند. در باورهای اساطیری، هماوردان این دو امشاسپند نیز دیوان گرسنگی و تشنگیاند؛ نیروهایی که حیات و آبادانی را تهدید میکنند.
در اسطورههای ایرانی آمده است که هنگام هجوم اهریمن، امشاسپند خرداد آبها را به یاری فروهرها میفرستد و باد آنها را به سوی سرزمینها میراند تا به شکل باران بر زمین فرو ریزند.
این روایت نشان میدهد که آب در فرهنگ ایران باستان تنها یک عنصر طبیعی نبود، بلکه بخشی از نظم مقدس آفرینش بهشمار میرفت.
همچنین برخی پژوهشگران، خردادگان را در کنار تیرگان از مهمترین آیینهای مرتبط با آب در ایران باستان میدانند. با این حال، تفاوت اصلی این دو جشن در آن است که تیرگان بیشتر با بارانخواهی و اسطوره آرش پیوند دارد، اما خردادگان نماد کمال، تندرستی و پاکی آبها است. در واقع، رسیدن به «خرداد» در تفکر زرتشتی به معنای رسیدن انسان به نوعی هماهنگی با جهان و دستیابی به تمامیت جسم و جان است.
از این رو، خردادگان را میتوان جشنی دانست که در آن سه مفهوم اساسی به یکدیگر میرسند: ستایش آب بهعنوان سرچشمه زندگی، آرمان تندرستی و کمال انسان و احترام به نظم مقدس طبیعت.
در کتاب «بندهشن» یا «آغاز آفرینش» که از مهمترین کتابهای پهلوی بر پایه ترجمهها و تفسیرهای اوستا است و روایتهایی درباره آفرینش جهان و تاریخ اساطیری ایران را شامل میشود، درباره امشاسپند خرداد آمده است: «خرداد سرور سالها و ماهها و روزها است و از این رو سرور همه به شمار میرود. آب، دارایی و قلمرو دنیوی او است و هستی، زایش و پرورش همه آفریدگان جهان از آب سرچشمه میگیرد. آبادانی زمین نیز از او است. اگر مردمان در سالی نیک زندگی کنند، آن نیز از برکت خرداد است. هرکس آب را آرامش بخشد یا بیازارد، خرداد از او خشنود یا آزرده میشود. همکاران او تیر، باد و فروردیناند.»
جایگاه ویژه خرداد در متون دینی زرتشتی نیز تا آنجا است که در «یشتها»، بخشی از اوستا که به ستایش و نیایش ایزدان اختصاص دارد، تنها برای دو امشاسپند، اردیبهشت و خرداد، یشت مستقل وجود دارد. «خرداد یشت» که چهارمین یشت اوستا است، در ستایش خرداد امشاسپند سروده شد، هرچند بخشهای زیادی از آن در گذر زمان آسیب دید و بسیاری از واژهها و بندهایش از میان رفت یا ناخوانا شد.
با این حال، آنچه از خرداد یشت باقی مانده است، بر یاد کردن از امشاسپندان، بهویژه خرداد، تاکید میکند. در این متن آمده است که یاد و ستایش امشاسپندان، دیوان و نیروهای اهریمنی را دور میکند و یاد خرداد بهویژه «دیو نَسو» را که دیو فساد و پلیدی محسوب میشود، میراند. همین روایتها نشان میدهد که خرداد در باور ایرانیان باستان تنها نگهبان آبها نبود، بلکه نمادی از پاکی، سلامت، آبادانی و دوری از تباهی نیز به شمار میرفت.
آیینهای برگزاری جشن خردادگان
جشن خردادگان در ایران از دیرباز با آداب و رسوم ویژهای برگزار میشد. چارچوب برگزاری این جشن نیز بازتابی از اهمیت عمیق آب، پاکی، طبیعت و جهان مینوی نزد ایرانیان باستان بود. به همین دلیل این جشن تنها به شادی و گردهمایی محدود نمیشد، بلکه مجموعهای از رفتارهای آیینی، اجتماعی و حتی زیستمحیطی را در بر میگرفت.
یکی از مهمترین آیینهای خردادگان، رفتن به کنار رودخانهها، چشمهها، کاریزها و جویبارها بود. مردم در این روز تن و جامه خود را در آب روان میشستند و با خواندن نیایشهایی چون «آبانیشت»، سپاس خود را برای نعمت آب ابراز میکردند. در باور ایرانیان باستان، شستوشو در آب روان تنها جنبه ظاهری نداشت، بلکه نمادی از پاک شدن روح و آغاز دوباره نیز به شمار میرفت. به همین دلیل خردادگان را میتوان آیینی برای «نو شدن» و بازگشت به پاکی دانست.
نیایش برای سلامتی، باروری، فراوانی و دوری از خشکسالی نیز بخش مهمی از این جشن بود. مردمان ایرانزمین که همواره با خطر کمآبی و خشکسالی روبرو بودند، آب را سرچشمه حیات میدانستند و باور داشتند که پاسداشت آن مایه آبادانی و بقای جامعه است. از همین رو، در خردادگان برای بارش باران، پرآبی چشمهها و دور ماندن زمین از آفات طبیعی دعا میکردند.
اقدام برای ایجاد آبراههها و کاریزها نیز که در جهت استفاده درست از منابع آب بود، در جشن خردادگان اهمیت ویژهای داشت. به همین دلیل است که این جشن به نوعی با سازههای آبی شوشتر و قناتها و آبراهههای دیگر که هنر و دانش ایرانیان باستان در بهرهبرداری از آب را نشان میدهند، پیوند دارد.
چنانچه گفته شد، خردادگان تنها یک مراسم نمادین نبود و جنبهای عملی و زیستمحیطی نیز داشت. پاکسازی چشمهها و جویبارها، لایروبی قنوات و رسیدگی به مسیر آبها از جمله کارهایی بود که در این روز انجام میشد. کاشت نهال و گیاهان تازه هم بخشی از سنتهای خردادگان به شمار میرفت.
در کنار این آیینها، گردهماییهای خانوادگی و صرف خوراکهای ساده و بیشتر گیاهی نیز در خردادگان رواج داشت. مردم این روز را فرصتی برای دیدار با یکدیگر و تقویت پیوندهای اجتماعی میدانستند.
گلها نیز در این آیین جایگاهی نمادین داشتند. در سنتهای کهن، هر امشاسپند گل ویژهای داشت و گل مخصوص بانوی خرداد نیز «سوسن» بود. کتاب بندهش نیز تایید کرده که گل سوسن، گل ویژه امشاسپند خرداد است: «این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است و باشد که گوید سوسن خرداد را».
معروفترین نمونههای گل سوسن نزد ایرانیان «سوسن دهزبان»، «سوسن سپید» یا «سوسن آزاد» بود. به این ترتیب، مردم با شاخههای سوسن سفید به دیدار یکدیگر میرفتند و با هدیه دادن آن برای هم شادباش و آرزوی تندرستی میکردند. این گل نمادی از پاکی، کمال و لطافت طبیعت به شمار میرفت و حضور آن در جشن خردادگان، پیوند این آیین با مفهوم زیبایی و زندگی را پررنگتر میکرد.
بهطورکلی میتوان اینگونه ارزیابی کرد که جشن خردادگان در فرهنگ ایران باستان، فراتر از یک جشن معمولی و رویدادی مهم و اثرگذار از همزیستی مسالمتآمیز انسان با طبیعت است. مفهوم کمال و تندرستی هم که در نام خرداد پنهان است، این نکته را یادآوری میکند که نیاکان ما چگونه بقای جامعه را در گرو پاکیزگی جان و نگاهبانی از منابع آب و ایجاد تعادل میدانستند.
با در نظر گرفتن این معنا میتوان گفت که جشن خردادگان یادگار دورانی از زندگی نیاکان ما در ایران باستان است که آب را سرچشمه زندگی و جهان مینوی میدانستند. این نوع نگاه هنوز هم میان ایرانیان زنده و پابرجا است و شاید به همین دلیل است که حتی پس از هزاران سال، جشن خردادگان در سرزمین ایران معنا و مناسبت دارد. بهخصوص در این روزها که بحران آب و فرسایش محیط زیست به یکی از بزرگترین دغدغهها تبدیل شده است.

